معنی دلنگران
7 بازدید
[ دِ نِ گَ ] (ص مرکب) مضطرب پریشان حواس. که ترسد و نداند چون شود از نیک و بد. (یادداشت مرحوم دهخدا). چشم براه. منتظر. (ناظم الاطباء). مشوش سخت منتظر: کشتهٔ غمزهٔ خود را به زیارت دریاب زآنکه بیچاره همان دل نگرانست که بود. حافظ. || ملول. اندوهگین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دلنگران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر