معنی دلمل
6 بازدید
[ دُ مُ ] (اِ) غله ای که هنوز خوب نرسیده باشد، عموماً. (برهان). || نخود خام که در غلاف باشد و هر غلهٔ نارس که آنرا بریان کنند، خصوصاً. (برهان). نخود خام و سبز که در غلاف باشد و آنرا بریان کنند، و هر غلهٔ خام سبز که با خوشهٔ آن بریان کرده بخورند خواه جو، خواه گندم و مثل آن. (غیاث) (آنندراج). درمل. رجوع به درمل شود.
کلمات همقافیه با «دلمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر