معنی دلقک
9 بازدید
[ دَ قَ ] (اِخ) معرب تلخک. طلخک. (یادداشت مرحوم دهخدا). نام مسخره ای. (از غیاث) (از آنندراج). نام مسخره ای که طلحک نامیده میشد. (ناظم الاطباء): شاه با دلقک همی شطرنج باخت مات کردش زود خشم شه بتافت.مولوی. گفت با دلقک شبی سید اجل قحبه ای را خواستی تو از عجل.مولوی. که ز ده دلقک بسیران درشت چند اسپی تازی اندر راه کشت.مولوی. || (اِ) توسعاً هر شخص مسخره را گویند. (از ناظم الاطباء). فسوسی. جحی. جوحی. عنوان کلی مسخرگان و مقلّدان که در تاریخ ایران و اسلام در مجالس خلفا و سلاطین و حکام و متنفدان بوده اند و ظریف نیز خوانده میشده اند. احتمالا اصل عنوان مأخوذ است از نام مسخره ای موسوم به طلحک که گویند معاصر سلطان محمود غزنوی بوده است. (از دائرة المعارف فارسی). و برای اطلاع از تاریخ دلقکان در بلاد اسلامی نیز رجوع به همان مأخذ شود.
کلمات همقافیه با «دلقک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قک» برای سرودن شعر