معنی دلقپوش
7 بازدید
[ دَ ] (نف مرکب) دلق پوشنده. پوشندهٔ دلق. که دلق پوشد. || که دلق پوشیده است. پوشیده دلق. آنکه لباس مندرس پوشیده است. (ناظم الاطباء). || درویش و زاهد. (آنندراج). گوشه نشین. (ناظم الاطباء). صوفی، باین تعبیر که دلق می پوشیده است. صوفی کامل. مرشد راه دان. اولیاءاللََّه. (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی): در میان دلق پوشان یک فقیر امتحان کن وآنکه حقست آن بگیر.مولوی. هان و هان این دلق پوشان حقند صدهزار اندر هزار و یک تنند.مولوی. که ای زرق سجادهٔ دلق پوش سیه کار دنیاخر دین فروش.سعدی. خوش می کنم به بادهٔ مشکین مشام جان کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید.حافظ. تو نازک طبعی و طاقت نیاری گرانیهای مشتی دلق پوشان.حافظ.
کلمات همقافیه با «دلقپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر