معنی دلعة
6 بازدید
[ دُ عَ ] (ع اِ) رگی است در نره. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از تاج). || فنج ماده. (منتهی الارب). قرن و عفلة و فتق زن. (از ذیل اقرب الموارد) (از تاج). || رگی است سبز در ماده شتر بالای بظر در مجرای بول. (از اقرب الموارد) (از تاج).
کلمات همقافیه با «دلعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر