معنی دلع
6 بازدید
[ دَ ] (ع مص) بیرون کردن زبان را از دهن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). زبان از دهن بیرون کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || بیرون آمدن زبان از دهن از خستگی یا تشنگی (متعدی و لازم است). (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). زبان از دهن بیرون آمدن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی).[ دُ لَ ] (ع اِ) نوعی خارپشت بزرگ. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دلع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لع» برای سرودن شعر