معنی دلح
8 بازدید
[ دُ لَ ] (ع ص) اسب که بسیار عرق آرد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اسب که سوار خود را آهسته برد و او را خسته نکند. (از ذیل اقرب الموارد).[ دُلْ لَ ] (ع اِ) جِ دالح. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). دوالح. رجوع به دالح شود.[ دُ لُ ] (ع اِ) جِ دَلوح. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به دلوح شود.
کلمات همقافیه با «دلح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر