معنی دلبسته
6 بازدید
[ دِ بَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) دل داده. دل به چیزی سپرده. دارای تعلّق. با تعلّق خاطر: هر آنکس که پیوستهٔ او بود بزرگی که دلبستهٔ او بود.فردوسی. همراه اگر شتاب کند در سفر تو بیست دل در کسی مبند که دلبستهٔ تو نیست. سعدی (گلستان). || عاشق و معشوق. گرفتار و رنجور. || ستمکش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دلبسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر