معنی دلب
9 بازدید
[ دُ ] (ع اِ) درختی است بزرگ با برگهای عریض و پهن، این درخت بدون شکوفه و میوه است. (از اقرب الموارد). چنار. (دهار). درخت چنار را گویند و به عربی برگ آنرا ورق الدلب خوانند. (از برهان). درخت چنار. (الفاظ الادویة). به پارسی صنار گویند و به شیرازی چنار خوانند. (از اختیارات بدیعی). لیث گوید درخت عیشام را عرب دلب گوید و درست آن است و درخت چنار است. (از تذکرهٔ داود ضریر انطاکی). رجوع به چنار شود. || جنسی اند از سودان و سیاهان، یکی آن دلبة. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر