معنی دلاور کردن
7 بازدید
[ دِ وَ کَ دَ ] (مص مرکب) دلیر کردن. شجاع گردانیدن. قویدل ساختن : از خاصیتهای زر یکی آن است که دیدار وی چشم را روشن کند و دل را شادمان گرداند و دیگر آنکه مردمان را دلاور کند. (نوروزنامه). رجوع به دلاور شود.
کلمات همقافیه با «دلاور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر