معنی دلامس
8 بازدید
[ دُ مِ ] (ع اِ) بلا. (منتهی الارب). داهیه. (اقرب الموارد). || سخت تاریکی. (منتهی الارب). شدید الظلمة. (اقرب الموارد). دُلَمِس. رجوع به دلمس شود.
کلمات همقافیه با «دلامس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر