معنی دلالهقزی
5 بازدید
[ دَلْ لا لَ قِ ] (اِخ) زنی شوخ و دلقک در دستگاه شاه عباس اول صفوی. وی غالباً در سفر و حضر با شاه همراه بود و با او با گشادگی و گستاخی و شوخی و مطایبه می کرد. و بسبب قربت و محرمیتی که با شاه داشت ارکان دولت نیز غالباً از او ملاحظه می کردند و در جلب دوستی او می کوشیدند. (دایرة المعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «دلالهقزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر