معنی دلاع
6 بازدید
[ دُلْ لا ] (ع اِ) صدف گرد یا نوعی از صدف دریا. (منتهی الارب). نوعی از صدف دریا. (از اقرب الموارد). || نبات و گیاهی است. (از اقرب الموارد). || بطیخ هندی. (منتهی الارب). هندوانه. (الفاظ الادویه). اسم عربی بطیخ هندی است. (تحفهٔ حکیم مؤمن) (مخزن الادویة). بطیخ شامی، در لغت اهل مغرب. (از اقرب الموارد). بطیخ رومی. دابوغهٔ شامی. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دلاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر