معنی دقیقهیاب
7 بازدید
[ دَ قی قَ / قِ ] (نف مرکب) دقیقه یابنده. یابندهٔ دقیقه. باریک بین و دقیقه شناس و خرده دان. (آنندراج). کسی که کشف اشکالی را کند، و باریک بین و نکته سنج. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دقیقهیاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر