معنی دقوق
5 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) دارویی است که برای چشم کوفته شود. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ دَ ] (اِخ) شهری است میان بغداد و اربل. (منتهی الارب). دقوقاء. دقوقی. رجوع به دقوقاء شود.
کلمات همقافیه با «دقوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر