معنی دقوس
6 بازدید
[ دَ ] (ع ص) آنکه در جنگها و حملات شجاعت از خود نشان دهد. (از ذیل اقرب الموارد از تاج). قَدوس. و رجوع به قَدوس شود.[ دُ ] (ع مص) شتاب رفتن در شهرها. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || رفتن. (از منتهی الارب). رفتن و غایب شدن. (از اقرب الموارد). || فرورفتن میخ در زمین. || حمله کردن پسِ دشمن. || پر کردن چاه را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دَقس. و رجوع به دقس شود.
کلمات همقافیه با «دقوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر