معنی دقرة
6 بازدید
[ دَ رَ ] (ع اِ) مرغزار نیکوی بسیارگیاه. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دقر. و رجوع به دقر شود.[ دِ رَ ] (اِخ) بنت غالب راسبیهٔ بصریه. از زنان راوی حدیث و ثقه بود که احادیثی از عایشه نقل کرده است و محمدبن سیرین (متوفی به سال ۱۱۰ هـ . ق.) از او روایت دارد. (از اعلام النساء از تهذیب التهذیب و الاصابة و طبقات ابن سعد).[ دِ رَ ] (اِخ) نام مادر عبدالرحمان بن اذینه که تابعیه است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دقرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر