معنی دقاقی
7 بازدید
[ دَقْ قا ] (حامص) گازری. (ناظم الاطباء). و رجوع به دقاق شود. - دقاقی کردن؛ کوفتن و دق کردن. (ناظم الاطباء). - || گازری کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دقاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر