معنی دقاق

معنی دقاق

8 بازدید
[ دَقْ قا ] (ع ص، اِ) آردفروش. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). منسوب به دقیق که اشتغال به عمل آرد را میرساند. (از الانساب سمعانی). || آنکه آرد بسیار دارد. (از اقرب الموارد). || کوبندهٔ چیزی. (غیاث) (آنندراج). || قصار، که جامه را می کوبد. (غیاث) (آنندراج). گازر. (ناظم الاطباء).
[ دَقْ قا ] (اِخ) لقب حسن بن محمدبن دقاق نیشابوری، مشهور به ابوعلی دقاق، عالم قرن چهارم هجری است. رجوع به ابوعلی (حسن بن...) شود.
[ دَقْ قا ] (اِخ) لقب علی بن عبیداللََّه دقیقی. رجوع به ابوالقاسم (علی بن عبیداللََّه...) و علی (ابن عبیداللََّه...) شود.
[ دِ ] (ع ص، اِ) جِ دقیق، به معنی باریک. (غیاث) (ناظم الاطباء). || جِ دقیقة. || ریزه و تراشه. (ناظم الاطباء). - دقاق العیدان؛ ریزه های چوب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به دُقاق شود. - دقاق الکندر؛ ریزه های کندر که از او متقشر گردد. (از تحفهٔ حکیم مؤمن) (از مخزن الادویة). || همم دقاق؛ همتهای فرومایه، گویند: لهم همم دقاق؛ أی خساس. (از ذیل اقرب الموارد از تاج). || نام معاء سیم از امعاء سته، و نام دیگر آن لفایف است. (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به دقیق و امعاء و امعاء دقاق شود.
[ دُ ] (ع اِ) ریزه و شکسته از هر چیز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - دقاق العیدان؛ ریزه های چوب، و آنرا بکسر اول نیز خوانند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || باریک. (منتهی الارب). دقیق. (اقرب الموارد).
[ دُ ] (اِخ) از زنان مغنی و زیباچهره بود که غناء را نزد مغنیان بزرگ عهد عباسی فراگرفت و مدتی نزد حمدونه دختر رشید میزیست. (از اعلام النساء از الاغانی اصفهانی و نهایة الارب نویری).
[ دُ ] (اِخ) ابن تتش بن الب ارسلان سلجوقی، مکنی به ابونصر و ملقب به شمس الملوک. از سلاجقهٔ شام. وی ۴۸۸ هـ . ق. پس از وفات پدرش در دمشق به سلطنت نشست و در هجدهم رمضان سال ۴۹۲ هـ . ق. درگذشت و گویند مادرش او را با انگور زهرآلود هلاک نمود. (از دایرةالمعارف فارسی) (طبقات سلاطین اسلام لین پول). و رجوع به تاریخ ابن خلکان شود.

کلمات هم‌قافیه با «دقاق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید