معنی دفین

معنی دفین

7 بازدید
[ دَ ] (ع ص) پنهان. (منتهی الارب). زیر خاک کرده. (دهار). مدفون. (اقرب الموارد). در خاک کرده. در خاک نهان کرده. ج، أدفان، دُفَناء. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): با بندگان و کهتران از آسمان گوید سخن آنکس که او را ده درم باشد به خاک اندر دفین. فرخی. پوستها گفتیم و مغز آمد دفین گر بمانیم این نماند همچنین.مولوی. گنج آدم چون به ویران بد دفین گشت طینش چشم بند آن لعین.مولوی. تو گنج همی از قبل بخشش خواهی در خاک چه تأثیر بود گنج دفین را.؟ || به خاک سپرده. به گور کرده. (یادداشت مرحوم دهخدا). مدفون : باش تا فردا که بینی روز داد و رستخیز کز لحد با زخم خون آلود برخیزد دفین. سعدی. || چاه و حوض و آبشخور که تمام یا بعض آن انباشته و مدفون باشد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || امرأة دفین؛ زن پنهان. (منتهی الارب). زن مستوره و پوشیده. (از اقرب الموارد). ج، دَفْنی ََ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || داء دفین؛ بیماریی که معلوم نشود مگر آن وقت که فساد وی منتشر گردد و آبله ها بر اطراف و لب برآید. (منتهی الارب). بیماریی که معلوم نباشد. (بحر الجواهر). بیماریی که پس از مخفی بودن آشکار شود و به سبب آن شر و فساد بوجود آید. (از اقرب الموارد). || (اِ) توسعاً، دفینه. گنج. آنچه در زیر زمین نهفته باشند از زر و سیم و گوهر: با عطا دادن او پای ندارد ز قیاس هر چه در کوه گهر باشد و در خاک دفین.فرخی. دفینی و گنجی بود هر شهی را قرانست گنج و دفین محمد.ناصرخسرو. چو گنج و دفینت به فرزند ماندی به فرزند ماند آن و این محمد.ناصرخسرو. وز دگر نسخه ها پراکنده هر دری در دفینی آکنده.نظامی.
[ دَفْ فَ ] (ع اِ) تثنیهٔ دف، که نظام قاری آنرا توسعاً در معنی دفه، که آلت جولاهان است، بکار برده: ز چرخ قز آوازهٔ سوره خاست ز دفین فغان بهر ماسوره خاست. و رجوع به دفه شود.

کلمات هم‌قافیه با «دفین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید