معنی دفل
7 بازدید
[ دِ ] (ع اِ) گیاهی است تلخ که به فارسی خرزهره نامند. (منتهی الارب). دفلی. (از اقرب الموارد). و رجوع به دفلی و خرزهره شود. || قطران که به شتران گَرگین مالند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || قیر که در خنور و کشتی مالند تا آب نزهد از وی. (منتهی الارب). زفت. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دفل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فل» برای سرودن شعر