معنی دفقة
6 بازدید
[ دَ قَ ] (ع اِ) یک بار ریختن. (ناظم الاطباء). ج، دَفَقات. (ناظم الاطباء).[ دِ فَ قْ قَ / دِ فِ قْ قَ ] (ع ص) مؤنث دفقّ است. (از منتهی الارب). مادیان نجیب و کریم و شتاب رو. (از اقرب الموارد). و رجوع به دفقّ شود.[ دُ قَ ] (ع اِ) یکباره: جاء القوم دفقةً واحدة؛ بیکباره آمدند. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || هر آنچه ریخته شود. (ناظم الاطباء). ج، دُفَق، دُفَقات. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دفقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر