معنی دفتر ساختن
8 بازدید
[ دَ تَ تَ ] (مص مرکب) ترتیب دادن دفتر: ور شمار فضل او را دفتری سازد کسی هر چه قانون شمار است اندر آن دفتر شود. فرخی.
کلمات همقافیه با «دفتر ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر