معنی دغلداری
8 بازدید
[ دَ غَ ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی و عمل دغل دار. رجوع به دغل دار شود. || عیب جویی. عیب گویی. (ناظم الاطباء). ظاهراً مصحف دغل درای و دغل درایی است. || نفاق. (ناظم الاطباء). دورویی.
کلمات همقافیه با «دغلداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر