معنی دغص
5 بازدید
[ دَ غَ ] (ع مص) بسیار خوردن گیاه «صلیان» را پس گلوگرفته شدن از پیچیده شدن آن گیاه در اطراف حلقوم. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || پرخشم شدن. (از منتهی الارب). پر و مملو شدن از خشم و از خوردن. (از اقرب الموارد). || امتلاء آوردن شتر را چنانکه نشخوار نزند. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دغص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غص» برای سرودن شعر