معنی دعیمیص
8 بازدید
[ دُ عَ ] (ع ص، اِ) دانا و زیرک و کاردان. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). عالم و دانا به چیزی، و آن از «دعیمیص الرمل» مأخوذ است، گویند: هو دعیمیص هذا الامر. (از اقرب الموارد). و رجوع به دعیمیص الرمل شود.
کلمات همقافیه با «دعیمیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر