معنی دعکسة
6 بازدید
[ دَ کَ سَ ] (ع مص) دست بند بازیدن. (از منتهی الارب). بازی دعکسة کردن. (از اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ بعد شود.[ دَ کَ سَ ] (ع اِ) نوعی از بازی است مر مجوس را و به فارسی آن را دست بند گویند، و آن چنان باشد که با هم دست گرفته رقص کنند. (منتهی الارب). بازیی است مجوسیان را. (از اقرب الموارد). مرحوم دهخدا در یادداشتی حدس زده اند که شاید از فارسی دَهْ کَسه باشد، چنانکه فنجة از پنجه یا پنج.
کلمات همقافیه با «دعکسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر