معنی دعمی
5 بازدید
[ دُ می ی ] (ع ص، اِ) درودگر. (منتهی الارب). نجار. (اقرب الموارد). || راه فراخ یا میانه. (منتهی الارب). معظم و بیشتر راه. (از اقرب الموارد). || سخت و محکم از هر چیز. || اسبی که در سینه یا سر سینهٔ آن سپیدی باشد. || (اِخ) دعمی بن جدیلة، پدر قبیله ای از عرب. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دعمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر