معنی دعسقة
7 بازدید
[ دُ سُ قْ قَ ] (ع ص) لیلة دعسقة؛ شب دراز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ دَ سَ قَ ] (ع مص) حمله آوردن بر کسی. || پامال کردن شتران حوض را و شکستن آن. || راست و درست شدن شتران. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کوشش کردن در رفتار. | پیش آمدن. (از منتهی الارب). روی آوردن و اقبال. (از اقرب الموارد). || پس رفتن. (از منتهی الارب). پشت کردن و ادبار. (از اقرب الموارد). || راندن. (از منتهی الارب). طرد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دعسقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر