معنی دعجاء

معنی دعجاء

7 بازدید
[ دَ ] (ع ص) عین دعجاء؛ چشم نیک سیاه. || امرأة دعجاء؛ زن سیاه چشم. (منتهی الارب). زن سیاه و فراخ چشم. ج، دُعج. (از اقرب الموارد). || (اِ) جنون. || نخستین شب از سه شب محاق و آن شب بیست و هشتم است، و دوم آن سرار و سوم آن که شب سی ام باشد فلتة است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ دَ ] (اِخ) دختر وهب بن سلمة از باهل از قیس عیلان. از زنان شاعر عرب در جاهلیت. و مراثی او بر برادرش «منتشر» شهرت دارد. (از الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۸ از خزانة الادب بغدادی و سمط اللآلی). صاحب اعلام النساء بنقل از شواعر الجاهلیهٔ شیخو، «منتشر» را پدر دعجاء دانسته و عقیده دارد که مرثیهٔ مشهور وی دربارهٔ پدرش می باشد. رجوع به اعلام النساء ج ۱ ص ۴۱۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «دعجاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید