معنی دعبل
10 بازدید
[ دِ بِ ] (ع اِ) بیضهٔ غوک. || ناقهٔ توانا. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شارف و شتر مسن و سالخورده. (از اقرب الموارد). شتر بلند. || دزد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دعبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر