معنی دعارت
5 بازدید
[ دَ رَ ] (از ع، اِمص) دعارة. خبث. فسق. فساد. شر. رجوع به دعارة شود: اذن سلطان در آن ابواب از آن پوشیده باشد تا موجب جرأت و جسارت و دعارت او نگردد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۷).
کلمات همقافیه با «دعارت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رت» برای سرودن شعر