معنی دشواریاب
6 بازدید
[ دُشْ وارْ ] (ن مف مرکب) دشوار یافت. عزیز. دشواررس. دیریاب. صعب الوصول. || که بدشواری یافته شود. که بسختی در دسترس آید: خار در پا شد چنین دشواریاب خار در دل چون بود واده جواب.مولوی.
کلمات همقافیه با «دشواریاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر