معنی دشوارگیر
6 بازدید
[ دُشْ ] (نف مرکب) دشوار گیرنده. سخت گیرنده. || (ن مف مرکب) دشوار گرفته. که بسختی و دشواری گرفته شود. محکم. (ناظم الاطباء). استوار. - قلعهٔ دشوارگیر؛ حصن حصین. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دشوارگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر