معنی دشوارزای
6 بازدید
[ دُشْ ] (نف مرکب) دشوار زاینده. زنی که بزحمت میزاید. عسر الولادة. (ناظم الاطباء). بر زنی که هر بار سختی کشد در وضع حمل اطلاق شود. (شعوری ج ۱ ص ۴۵۴).
کلمات همقافیه با «دشوارزای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر