معنی دشنگ
8 بازدید
[ دَ شَ ] (اِ) غلاف خوشهٔ خرما. || شاخی که خوشه بر آن است. (برهان) (آنندراج). || بندی که پیش آب بندند. (برهان). بند آب. (آنندراج). || رشتهٔ ابریشمین. (ناظم الاطباء). || (اِخ) شهری باشد از ملک ختای. (برهان). صاحب آنندراج در این مورد چنین آرد: برهان و فرهنگها خاصه جهانگیری گوید شهری بوده از ملک ختا، مستند به بیت حکیم فردوسی : ختائی و چینی دشنگی و دهر ز خون سیاوش ندارند بهر. ظن غالب این است که واو عطف را در این بیت دال خوانده اند -انتهی. در حدود العالم و معجم البلدان این نام نیامده، شاید مصحف دشتک باشد؟ (حاشیهٔ معین بر برهان). رجوع به دشنگی شود.
کلمات همقافیه با «دشنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر