معنی دشنام زدن
7 بازدید
[ دُ زَ دَ ] (مص مرکب) دشنام دادن. ناسزا گفتن : اگر دعات کنند از پی غرض مشنو دعاش کن که زند از نصیحتت دشنام. میرخسرو (از آنندراج). کسی کش پیش از او گفتی نکونام زدش اندر قفا صد گونه دشنام. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دشنام زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر