معنی دشنامیافته
7 بازدید
[ دُ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) ناسزا شنیده. دشنام شنیده. فحش خورده. فحش داده شده. سرزنش شده. (ناظم الاطباء). شتیم. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دشنامیافته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر