معنی دسیه
6 بازدید
[ دَ سی یَ / یِ ] (ص) این کلمه همانند صفتی به دنبال کلمهٔ مریم در بیت ذیل از ناصرخسرو آمده است : هم از دمش مسیح شود پران هم مریم دسیه ز گفتارش. (دیوان چ تقوی ص ۲۰۹). مرحوم دهخدا در تعلیقات کتاب نوشته اند: ظاهراً «صفیه» یا «صدیقه» (به فتح صاد، به جای صدیقه بکسر صاد با دال مشدد) در مقام اشاره به آیهٔ:{/B إِنَّ اَللََّهَ اِصْطَفََاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اِصْطَفََاکِ عَلی ََ نِسََاءِ اَلْعََالَمِینَ ۷-۱۶۳:۴۲/}،{/B مَا اَلْمَسِیحُ اِبْنُ مَرْیَمَ إِلاََّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ اَلرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ ،۱-۱۴۵:۷۵/} و یا اینکه کلمه عفیفه باشد در مقام توجه به بیت ذیل از ناصرخسرو: توئی که جز تو نپنداشت با بصارت خویش عفیفه مریم مر پور خویش را پدری .[ دُ یِ ] (فرانسوی، اِ) دوسیه. پرونده. کارنما. دیوان. و رجوع به دوسیه شود.
کلمات همقافیه با «دسیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر