معنی دسیعة
8 بازدید
[ دَ عَ ] (ع مص) مصدر دَسع است در تمام معانی. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). رجوع به دسع شود.[ دَ عَ ] (ع اِ) بخشش بزرگ. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گویند: فلان ضخم الدسیعة و یا إنه لمعطاءالدسائع. || سرشت که مردم بدان آفریده شده است. (منتهی الارب). طبیعة. (اقرب الموارد). || خو. (منتهی الارب). خلق. (اقرب الموارد). || کاسهٔ کلان. (منتهی الارب). جفنهٔ بزرگ و گویند مائدهٔ کریم و بزرگ. (از اقرب الموارد). || خوان بزرگ. (منتهی الارب). || میخانه. (منتهی الارب). دسکره. (از اقرب الموارد). || قوت و توانائی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، دَسائع. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دسیعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر