معنی دسومة
7 بازدید
[ دُ مَ ] (ع مص) مصدر است صفت دَسِم را. (از اقرب الموارد). به معنی مصدر دسم است. (از ناظم الاطباء). چرب بودن. و رجوع به دسم شود. || (اِ) چربی. چربش. چربو. دسومت. به معنی چیزی که به هندی چکنائی گویند خواه از روغن کنجد و غیره باشد خواه از روغن گاو و خواه از پیه. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «دسومة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر