معنی دسو
5 بازدید
[ دَسْ وْ ] (ع مص) نیکو و پاکیزه نیامدن شخص. ضد زَکْو. || پنهان کردن خود را و استخفاء. (از اقرب الموارد). پنهان کردن. (تاج المصادر بیهقی). دسوة. و رجوع به دسوة شود.
کلمات همقافیه با «دسو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سو» برای سرودن شعر