معنی دسمه
7 بازدید
[ دَ مَ / مِ ] (اِ) نوعی از غله باشد. (برهان) (آنندراج). درجع، و آن نوعی از حبوب است. (یادداشت مرحوم دهخدا). دسمر. و رجوع به دسمر شود.
کلمات همقافیه با «دسمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر