معنی دسمال
8 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) مخفف دستمال. روپاک. مندیل. رجوع به دستمال شود: هر دم کلاه و کفش به بازار می کنم دسمال اکثر از سر دستار می کنم. نظام قاری (دیوان ص ۲۵). کار دسمال ازو همی آید لیک دور است از تمیز و وقار. نظام قاری (دیوان ص ۳۵).
کلمات همقافیه با «دسمال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر