معنی دسق
7 بازدید
[ دَ سَ ] (ع مص) پر شدن حوض به حدی که آب از کناره هایش بریزد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سپیدی آب حوض و درخش آن. (منتهی الارب). سپید شدن و برق زدن آب حوض. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دسق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سق» برای سرودن شعر