معنی دسفان
6 بازدید
[ دِ ] (ع اِ) جاسوس و میانجی بد میان مرد و زن. دُسفان. (منتهی الارب). ج، دسافین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و رجوع به دُسفان شود.[ دُ ] (ع اِ) جاسوس و میانجی بد میان مرد و زن. (منتهی الارب). میانجی و رسول سوء مابین مرد و زن، و گویند رسول مانندی است که چیزی درخواست کند. (از ذیل اقرب الموارد از تاج). دِسفان. ج، دُسافی . (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) و دَسافن و دَسافین. (ناظم الاطباء). || (اِمص) زن جلبی و قلتبانی. (منتهی الارب). قیادة. (ذیل اقرب الموارد از تاج). زن بمزدی. دسفة و رجوع به دسفة شود. || گویند: أقبلوا فی دسفانهم؛ یعنی با خمر و اجتماع و هیاهوی خویش آمدند. (از ذیل اقرب الموارد از تاج).
کلمات همقافیه با «دسفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر