معنی دسدس کردن
10 بازدید
[ دَ دَ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول شیرخوارگان، چپه زدن. چپک زدن. || دست دست کردن. طول دادن. به تعویق افکندن. وقت سپوختن. مماطله کردن. اهمال کردن بعمد. قاصداً انجام دادن کاری را بدرازا کشاندن.
کلمات همقافیه با «دسدس کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر