معنی دستینج
7 بازدید
[ دَ نَ ] (معرب، اِ) معرب دستینه. یارق. (از اقرب الموارد). یاره. و رجوع به دستینه شود. || بارق. (اقرب الموارد). ابر با درخش. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «دستینج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر