معنی دستگیری نمودن
6 بازدید
[ دَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) دستگیری کردن. اعانت کردن : به صحبتش شادمانی کردند و به نان و آبش دستگیری نمودند. (گلستان).
کلمات همقافیه با «دستگیری نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر