معنی دستکوب
5 بازدید
[ دَ ] (اِمص مرکب، اِ مرکب) کوبش دو کف دست بهم. ضرب دو کف دست بهم. بهم کوبیدگی دو کف دست. || ضربت دست : گر باد خیزد ای عجب از دست کوفتن از دست کوب خصم مرا باد سرد خاست. خاقانی.
کلمات همقافیه با «دستکوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر